صفحات

۱۳۸۹ شهریور ۲۵, پنجشنبه

هانيبال الخاص پركشيد و رفت



خبر را كه مي‌خوانم اشك در چشم‌ام حلقه مي‌زند. استاد هانيبال الخاص دوست كودكي ما همراه گيلگمش سفر كرد و رفت. دلم برايش تنگ شده. از همين الان. شايد برايت مسخره باشد. اما گيلگمش زيباترين افسانه‌ي كودكي و بزرگسالي من است. با آن نقاشي اساطيري‌اش. كودك كه بودم به دليل نامش فكر مي‌كردم خارجي است و بعدها فهميدم كه در حقيقت خارجي است خارج از چارچوب‌هاي اين جهاني، خارج از زمان و مكان، خارج از محدوديت‌هاي سبك يا مكتبي خاص. او هانيبال الخاص بود، يك انسان ويژه و مخصوص.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر